الشيخ الكليني ( مترجم ومحقق : محمدباقر بهبودى )
219
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى )
بهشت جاويد شتافت . شرح - استتار و تقيه رخصتى است كه براى حفظ جان و براى حفظ عرض و مال مقرر شده است . اگر كسى از اين رخصت استفاده نكند ، يعنى از جان و مال خود در راه اعلاء كلمهء حق بگذرد ، بدون شك شهيد و مأجور خواهد بود . و اگر به منظور حفظ جان و مال از رخصت الهى استفاده كند ، طبيعى است كه اجر اخروى نخواهد داشت . اين طبع اوليهء حكم است كه براساس حكم خدا و رسول خدا صادر شده است . موقعى كه عمّار ياسر ، با پدر و مادر خود در زير شكنجههاى طاقت فرسا قرار گرفتند تا به خدا و رسول خدا دشنام دهند ، ياسر ، پدر عمّار و سميّه مادرش به تعهدات ايمانى خود عمل كردند و از دشنام به خدا و رسول امتناع كردند ، و در نتيجه شهيد شدند ، اما عمار ياسر ، با آن كه هنوز رخصت الهى دائر به استتار و تقيهء از دشمنان صادر نشده بود ، از اين رو كه مردى فقيه و دانا بود ، براساس حكم عقل و فطرت ، تقيه كرد و از شكنجه و قتل جان بدر برد . و موقعى كه خدمت رسول خدا آمد و تمام مؤمنين او را ملامت مىكردند ، رسول خدا او را تشويق كرد و آيهء كريمهء سورهء نحل را بر مردم تلاوت نمود تا همگان بتوانند از اين رخصت بهرهمند شوند . حكم استتار و عدم استتار ، مدتها بر طبع اوليهء خود باقى بود و لذا مردان فداكارى مانند ميثم تمّار و رشيد هجرى و حجر بن عدىّ كندى كه هر سه تن از ياران على بودند ، تقيه نكردند و در آخرين مرحله سرور شهيدان ابو عبد اللَّه الحسين از پيمان بستن با يزيد و يزيديان امتناع كرد و به خاطر اعلاء كلمهء حق با ياران فداكارش شهيد شد . ولى از زمان امام باقر ابو جعفر محمد بن على بن الحسين كه مذهب تشيع از صورت يك حماسه به صورت يك مكتب علمى درآمد ، بر روى استفادهء از اين رخصت تأكيد شد تا شاگردان مكتب زنده بمانند و پيام مكتب را به نسلهاى آينده بسپارند . بديهى است كه از آن